![]() |
![]() |
|
| به نام تک نوازنده ی گیتار عشق |
|
به قربان غمت مادر کجایی شدم سرباز نیروی هوایی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نامه ای نوشتم از بی وفایی شدم سرباز نیروی هوایی نامه ای نوشتم با برگ گندم فراموشم نکن با حرف مردم نامه ای نوشتم با برگ چایی کلاغ رمیروم مادر کجایی گروهبانان مرا بیچاره کردند لباس شخصی ام را اره کردند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام دوستان گلم امیدوارم حالتون خوب باشه من ۵ ماهی میشه که رفتم سربازی و این آخرین مطلبیه که می نویسم وازهمه کسانی که منو یاری تشکر می کنم و ..................................... خدا نگهدار
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/25ساعت 19:14 توسط میثم 38 |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/19ساعت 23:45 توسط میثم 38 |
|
|
عيدتون مبارک باد
سلامت . . . سعادت . . . سیادت . . . سرور . . . سروری . . . سبزی . . . وسرزندگی... هفت سین سفره زندگیتان باد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 8:0 توسط میثم 38 |
|
|
دلم گرفت از اين روزا.. از اين روزاي بي نشون.. از اين همه دربه دري.. از گردش چرخ زمون... دلم گرفت از آدما.. از آدماي مهربون.. از اين مترسكاي پست... از هم دلاي هم زبون.. تو هم كه بي صدا شدي.. آهاي خداي آسمون.... آهاي خداي عاشقا.. تويي فقط دل خوشيمون... آره دلم خيلي پره.... از غماي رنگو برنگ... از جمله ي دوست دارم.. دروغاي خيلي قشنگ.. دلم گرفت از اين روزا.. از آدماي مهربون.... از تو كه با ما نبودي.... از اون خداي آسمون....... از اون خداي آسمون.............
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/13ساعت 20:24 توسط میثم 38 |
|
|
من هميشه با تو هستم... تو رو از جون مي پرستم... من فقط با تو مي تونم... توي اين دنيا بمونم... اگه تو نموني پيشم... مي بيني ديوونه ميشم... اين صداي قلبمه.. ميشنوي.....؟ آره يا نه....؟؟؟ ميتونم داد بزنم... عشقمو يا نه...؟؟ آخه من از تو ميترسم... ميگن عاشقي جنونه.. نميگم عاشقي مرده.. اما ديگه نيمه جونه.... آي زمونه ..آي زمونه.. من شدم بي آشيونه... چرا رسم عاشقي.. چنين شده ، به هر بهونه..؟؟ .................................. .............................................!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/16ساعت 20:23 توسط میثم 38 |
|
|
تنها ، عاشق ، گريون... در حسرت نبودن تو... خسته ، بي كس موندم... چشم انتطار ديدن تو.... با بغض ، با اشك....... ميگم كه بيقرارم..... هرجا هستي....... بدون كه دوست دارم.... برگرد... اينجا.. بازم....... پيشم نيستي... بي تو ميميرم... غمگين ، بي تو ، دلتنگ.. به خاطرت ، تنها موندم.. رفتي ، اما...... عمري.... قلبمو دنبالت كشوندم..... قلبمو دنبالت كشوندم.................
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/02/08ساعت 19:8 توسط میثم 38 |
|
|
به چشمانم نگاه کن آیا جز عشق در آن چیزی می بینی؟ اگر روزی احساس کردی که در چشمان همیشه بارانی من جز عشق می بینی بگو تا آن ها را کور سازم چشمانی که عاشق نباشند و بر غم جدایی تو نگریند جز کوری مستحق هیچ نیستند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/24ساعت 9:52 توسط میثم 38 |
|
|
روزهاي بودنش همه با او بيگانه بودند كسي نه شاخه گلي برايش مي اورد نه برايش مي خنديدند و نه برايش مي گريستند وقتي رفت همه امدند برايش دسته گل اوردند سياه پو شيدند وبراي رفتنش گريستند شايد تنها جرمش نفس كشيدن بو د
دیگه باید رفت هرآدمی یه روزی خواهد آمد ورفت من زمانی که این وبلاگ رو درست کردم اصلا عاشق نبودم بلاکه خیلی هم تنها بودم این وبلاگ سابقه ی عشق منو نشون می ده آخه من از عشق خیلی سرم می شه این روزا یکی داره منو تو قلبش جا می ده از این بابت خیلی خوشحالم و می خوام برای همیشه وبلاگ نویسی رو بزارم می زدید و منو از تنهایی در می اوردید خیلی ممنونم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/10/30ساعت 16:24 توسط میثم 38 |
|
|
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج و دریا نبود کاش بودی تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مینا نبود کاش بودی تا زمستان دلم این چنین پر سوزپر سرما نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود
ميدونم...ميدونم همه ميگن ميدونم..... قول ميدم وقتي نيستي عكستوبغل نگيرم قول ميدم روزي هزاربارواسه اشكات نميرم قول ميدم وقتي نيستي پاي عشق تونسوزم قول ميدم درانتظارت چشمامو به در ندوزم ميدوني كه خيلي خستم ميدوني دلم گرفته ميدني دوريت عزابه ميدوني گريم گرفته مي دونم برنمي گردي ..... ميدونم رفتي كه رفتی دروغ بود هرچي مي گفتي مي دونم ..... هميشه تو مهربوني واسه اين قلب شكسته واسه اين حس غريبم كه فقط دل به توبسته بيا برگرداگه قلبم توروازخونه نرونده ديگه از آخر غصه حتي يك لحظه نمونده حتي يك لحظه نمونده .....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/10/26ساعت 22:2 توسط میثم 38 |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/13ساعت 20:58 توسط میثم 38 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه
من بچه شمال _ مازندران شهر محمود آباد هستم و به میثم 38 معروف هستم خوشحال میشم نظر بدی |
| پیوندهای روزانه |
|
ره آورد اندیشه جوک های جدید ،عكس ، سرگرمی عکس دخترای ایرانی موزیک های روز فیلتر شکن توپ و کدهای وبلاگ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 تیر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|